|
... تنها صداست که می ماند و این صدای من است ٬ آیدین ببینید که چگونه در چله گی متولد شدم آمدم با امید بودم باشتاب ٬ برای بازی زندگی ام برای ملتم و رفتم با عشق برای هستی جاودانه ام " تنها صداست که می ماند ..." که باور داشت که یک روزی چنینم شود جشن تولد اربعینم به ظاهر کر جدا گشتم ز یاران ولی با قلبشان من در زمینم ۸۶/۱۱/۱۶
۵۷۰نفر به آیدین به عنوان محبوب ترین بازیکن بسکتبال رای داده اند که در حال حاضر آیدین در رده ۱۴ قرار داره ... جالب اینجاست که حامد حدادی اوله !!!!
در سایت زیر می تونید به آیدین به عنوان محبوب ترین بازیکن خودتون رای بدید http://8.8.247.13/A-Nikkhah-Bahrami جون هر کی دوست دارید ... یه کلیک که بیشتر نیست!!!!!
و رفت تا لب هیچ و زیر حوصله ی نورها دراز کشید و هیچ فکر نکرد که ما در انتظار او برای خوردن یک سیب تنها ماندیم
فراخوانی که زهرا توی وبلاگش گذاشته: برای تولد آیدین عزیزمون که 16 بهمن هست من یه فراخوان میزارم برای کسایی که دوست دارن تولد آیدین عزیزمان رو دور هم خشن بگیریم و همچنین کسایی که دوست دارن مامان فرزانه رو ببنن گذاشتم این فراخوان جمعه 16 بهمن ساعت 9 صبح سر مزار آیدین عزیزمان هست خوشحال میشیم همه شما عزیزان رو در صورت امکان ببنیم به امید دیدار http://barbadrafteh2000.blogfa.com/post-268.aspx منبع کلیپی که تو برنامه ۱۱ دی ماه از شبکه دو پخش شد را برای دانلود بذارم! این هم لینک دانلود برنامه: ( حجم فایل ۱۸.۳۲ مگابایت ) http://www.2shared.com/file/10816553/8bbd11fe/YouTube_-_IN_LOVIG_MEMORY_OF_I.html منبع:http://dostdashtanyha.blogfa.com/8810.aspx
بیو گرافی آیدین نیکخواه بهرامی
من برای داستان آیدین چندتا طرح داشتم که دیشب اولی رو انتخاب کردم ولی شاید شما نظر بهتری داشته باشید برای همین طرح های کلی داستان ها رو می نویسم خواهش می کنم بخونید و نظرتونو بگید :
طرح ۱ : پویا پسر ۱۷ساله و عاشق بسکتبال - کاپیتان تیم شده است رفتار او از یک حالت صمیمی به رفتاری مغرورانه و عصبی تبدیل شده به طوری که مرتب سر کسانی که مرتکب خطا در بازی می شوند فریاد می زند یک بار در یک بازی سرش با میله برخورد می کند و بیهوش میشود . وقتی به هوش می آید دوباره شروع به بازی می کند اما هر بار که قصد می کند سر کسی که اشتباه کرده فریاد بزند صدایی به او می گوید که آنها را رها کند و نادیده بگیرد ... پویا اوایل تصور می کند صدای ذهنش است ولی بعد کم کم به این فکر می افتد که دیوانه شده چون صدا تکنیک هایی را به او یادآوری می کند که او هرگز از آنها اطلاعی نداشته و بعد شروع به صحبت با صدا می کند و صدا خود را آیدین معرفی می کند . آیا پویا دیوانه شده ؟آیا او با یک روح صحبت می کند ؟آیدین چرا با او صحبت می کند ؟از او چه می خواهد ؟ طرح ۲ : به جز آیدین ۳نفر دیگه در ماشین بودند (البته اگه این اطلاعات درست باشه اگه هم نباشه که داستان تخیلیه مشکل نداره ) ۲نفر در تصادف جان خود را از دست می دهند :آیدین و نامزدش اما دو نفر دیگر زنده می مانند و این داستان از زبان دختر دومی است که در ماشین بود و از تصادف به بعد همیشه موضوعی را پنهان می کند . همه تصور می کنند بعد از تصادف آن دو بیهوش شده اند اما دختر هرگز نمی گوید که او بیهوش نشده بود او بیدار بود . هم می دید و هم می شنید و ... طرح ۳ : صمد برادر آیدین بعد از از دست دادن برادرش سعی می کند خود را آرام کند و دوباره به دنیای بسکتبال برگردد و ... (نوشتن این یکی خیلی سخته چون یه حالت زندگی نامه میشه و نیاز به یه عالمه گرفتن اطلاعات از آقا صمد داره )البته این طرح تخیلی نیست و داستان واقعیه و احتمال زیاد زمان زیادی میگیره ولی غیر ممکن نیست طرح ۴ : دختری که یکی از طرفداران آیدین بود بعد از فوت آیدین هیچ شب آرامی ندارد هر شب آیدین به خوابش می آید اما هر روز صبح که دختر بیدار می شود همه چیز را فراموش می کند و نمی تواند بگوید که آیدین در خواب به او چه گفته و ... طرح ۵ : ۶سال از اتفاقی که برای آیدین افتاده است می گذرد . تعداد کسانی که یادش می کنند خیلی محدود شده است . صمد هم دیگر بسکتبال بازی نمی کند و با بسکتبال خداحافظی کرده دو برادر نوجوان وارد تیم نوجوانان می شوند و همه آن دو را به برادران نیکخواه شبیه می دانند آن دو برادر داستان آیدین را نمی دانند و تصمیم می گیرند اطلاعاتی در مورد او به دست بیاورند و در این راه اتفاقات زیادی برای آنها می افتد پ.ن : خواهش می کنم اگه هیچ کدوم هم خوب نبود بگید . من می خوام بهترین داستانی که میشه بنویسم . شاید این اولین رمان کاملم بشه .
دیشب خوابم نمی برد ! آخه من کنکوری ام باید زود بخوابم که زود بلند بشم و درس بخونم ساعت ۱۱ رفتم تو رخت خواب ولی فکر آیدین و صمد و مامانش نمی ذاشت بخوابم . همش داشتم فکر می کردم داستانی که می خوام بنویسم چه سبکی بشه که قشنگ باشه و آیدین رو به کسایی که نمی شناختنش بشناسونه ... خلاصه که تا ۲ صبح فکرها نمی ذاشت بخوابم آخرش گفتم آیدین خواهش می کنم .... بذار بخوابم ! و بالاخره خوابم برد (کاش زودتر گفته بودم !)گاعی به نظرم خیلی عجیب میاد ... زودتر از این ها می خواستم کتاب رو شروع کنم ولی سر نوشتنش انقدر حساسیت دارم که حتی سر ایده داستان هم با خودم درگیرم ولی فکر می کنم دیشب سر ایده و طرح داستان با خودم به توافق رسیدم . فقط یکسری اطلاعات خاص در مورد زندگی آیدین و صمد احتیاج دارم که بعدا باید به نوعی جوابشونو پیدا کنم . احتمالا در آینده (شاید ۸ماه دیگه ) یه وبلاگ می زنم و اونجا در مورد قسمت های مختلف داستان نظر خواهی می کنم . احتمالا کل کتاب رو اول اینترنتی می ذارم و اگه خوب در اومد و مادر و پدر و برادر و خانواده آیدین همگی راضی بودند دنبال کارهای چاپش میرم اگه هم نه همین طوری به یاد آیدین تو اینترنت می ذارم . راستی من یه خارجی رو دیدم که توی یادبود های آیدین تو سایت رسمی پیغام گذاشته بود و خواهش کرده بود که داستان و بیوگرافی آیدین رو به انگلیسی بذاریم و می گفت می خواد داستان تراژدی آیدین رو بدونه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
واسه ی همین به ذهنم رسید که همزمان داستان رو به انگلیسی هم ترجمه کنم و دو زبانه بذارمش . از اونجایی که من کنکوری ام نمی تونم به طور حرفه ای داستان نویسی کنم ولی روی طرحش توی ذهنم تو وقتای آزادم کار می کنم . بعد از کنکور (دعا کنید همون رشته ای که می خوام قبول بشم . ) با سرعت نور می تونم داستان روبنویسم شاید ۳ماهه تموم بشه !برام دعا کنید
دوستم بهم زنگ زد و گفت که رفته به مراسم آیدین !منم که فقط میتونم حسرتشو بخورم ولی سال دیگه اگه زنده بودم و اگه پشت کنکوری و درگیر کنکور نبودم حتما یه طوری خودمو به سالگردش می رسونم ... حتی اگه شده ... بدون رسیدن به ساعت مقرر!تنها !
هیچی نمی تونم بگم ! منبع عکس: آیدین آغاز دوباره
وبلاگ بیم کلاب اینگونه نوشته : یاد آیدین در ابتدای مطلب خبر ورزشی در شماره امروز خود ابتدا مراسم سالگرد زنده یاد آیدین نیکخواه بهرامی را که قبل از بازی مهرام و دانشگاه آزاد برگزار شده بود در ستون اول خود پوشش داد و سپس به بررسی بازی های این هفته لیگ برتر بسکتبال پرداخت. روح آیدین عزیزمان شاد و یادش گرامی باد!
صمد نيكخواه بهرامی : دانشگاه آزاد روانترين بازی را در ليگ بسكتبال ارائه می دهد كاپيتان تيم بسكتبال مهرام تهران گفت: دانشگاه آزاد در هفته چهارم دور برگشت مسابقات با در اختيار داشتن كوين شپارد يكی از روانترين بازی هاي ليگ امسال را ارائه داد. صمد نيكخواه بهرامی در اين باره افزود:كوين شپارد بازيكن خارجي تيم دانشگاه آزاد از بهترين بازيكنان خارجي ليگ ايران است و بازي كردن در مقابل اين بازيكن بسيار سخت به نظر مي رسد. وي ادامه داد: مهران حاتمی سرمربي دانشگاه آزاد نيز امسال بسيار خوب كاركرده و عملكرد تيمي دانشگاه آزاد برپايه ی شركتهاي شپارد بسيار قوي است به همين دليل به نظر مي رسد در صورتي كه اين تيم يك بازيكن خارجي ديگر نيز جذب می كرد وضعيت اين تيم در جدول تفاوت بسياري با وضع فعلی شان داشت. بهرامي تصريح كرد: لورن وودز بازيكن آمريكايي جديد مهرام بازيكن بسيار خوبی است و با توجه به نداشتن بازيكن پست 5 كمك زيادی به تيم ما می كند البته با وجود پيروزی مقابل دانشگاه آزاد چندان روان بازی نكرديم و امكان ارائه بازی بهتر را داشتيم.
مراسم سالگرد درگذشت آیدین نیکخواه برگزار شد فدراسيون بسکتبال ايران براي گراميداشت ياد و خاطره مرحوم "آيدين نيکخواه بهرامي" ملي پوش شماره هشت تيم ملي ايران، سالگرد وي را در سالن بسکتبال مجموعه ورزشي آزادي برگزار کرد. در اين مراسم که پيش از شهرآورد بسکتبال تهران ميان تيم هاي مهرام و دانشگاه آزاد برگزار شد، بيش از يک هزار و 500 تماشاگر بسکتبال حضور داشتند. وی گفت: برگزاري مراسم يادبود براي آيدين نيکخواه بهرامي، کوچکترين کاري بود که فدراسيون بسکتبال ايران مي توانست در مقابل تلاش ها و فعاليت هاي اين بازيکن بزرگ کشورمان انجام دهد. بلند بالا آیدین ... اين بازيکن آذري زبان کشورمان که متولد 16 بهمن ماه سال 1360 بود، از دوران دبستان بسکتبال را آغاز و حضور حرفه اي خود را از تيم بسکتبال باشگاه چمران تهران آغاز کرد و در نهايت نيز در زماني که در تيم بسکتبال صباي تهران حضور داشت و همزمان دانشجوي رشته تربيت بدني بود، جان به جان آفرين تسليم کرد.
دو برادر بودند. آرزوها و بلندپروازيهايشان يكي بود. وقتي آقاي طاعتي راننده سرويسشان آنها را براي تمرين به مجموعه ورزشي بولينگ عبده ميبرد توي راه فقط به روياهاي قهرماني فكر ميكردند. آيدين برادر بزرگتر صمد بود. هميشه مثل يك رفيق پشت او ايستاده بود. در تمرينات هوايش را داشت. هيچ وقت نميگذاشت كسي برادرش را اذيت كند و به او آسيبي برساند. با هم رفتند، با هم آمدند. با هم قهرمان شدند و كنار هم شادي كردند، ولي هيچ وقت كنار همديگر در يك تيم باشگاهي بازي نكردند چرا كه ميخواستند به هم ثابت كنند كه هر كدام به تنهايي ميتوانند نبض قدرت بسكتبال باشگاههاي ايران را به دست بگيرند. حالا ديگر آيدين نيست. دو سال است كه برادر كوچكترش را تنها گذاشته و به ديار ابدي سفر كرده است. هفتم دي ماه سال 1386 يادآور خاطرات تلخي براي صمد نيكخواه بهرامي است؛ وقتي به او گفتند برادرت آيدين به همراه نامزدش در جاده چالوس دچار سانحه رانندگي شدهاند و در دم جان خود را از دست دادهاند. امروز دوشنبه هفتم دي ماه 1388 دومين سالگرد درگذشت آيدين نيكخواهبهرامي قهرمان بسكتبال ايران است. صمد خيلي دلتنگ اوست. حاضر است همه چيزش را بدهد تا يك بار ديگر صداي دوست و يار هميشگي خودش را بشنود. تنها كاري كه ميتوانستيم انجام دهيم تا اين روزها ياد قهرمان بسكتبال ايران را زنده كنيم و به نوعي سنگ صبور برادر دلتنگ او هم باشيم اين بود كه گفتوگويي با صمد انجام دهيم كه آن را در متن زير ميخوانيد: خودت شروع كن، دوست داري در سالروز مرگ آيدين چه بگويي؟ طي اين مدت دو سال كه آيدين در كنار ما نبوده، هنوز نتوانستهام باور كنم كه او به ديار ابدي سفر كرده، فكر ميكنم به يك مسافرت طولاني مدت سفر كرده است. تحمل اين شرايط بيشتر از هر چه براي پدر و مادرم سخت است چرا كه دوري او محيط خانواده را براي آنها مشكلتر كرده است. زماني كه در اردو و مسابقه هستم كمتر جاي خالي آيدين را احساس ميكنم اما اين روزها كه يادآور خاطرات تلخ سانحه تصادف او در دو سال پيش است خيلي دلتنگش شدهام. احساس ميكنم كه بيشتر از هميشه با آيدين حرف دارم. به شدت دلم برايش تنگ شده است. شايد اين حرفم يك كار غيرممكني باشد اما حاضرم همه زندگيام را بدهم تا يك بار ديگر صداي او را بشنوم. براي سالروز درگذشت آيدين برنامهاي داريد؟ بله، مسوولان برگزاري رقابتهاي ليگ بسكتبال باشگاههاي كشور در ديدار روز پنجشنبه تيمهاي مهرام و هيات بسكتبال شهركرد تعدادي لباس ورزشي كه عكس آيدين روي آن بود را تهيه و بين تماشاگران حاضر در سالن مسابقات توزيع كردند. علاوه بر آن قبل از شروع اين ديدار مجري مسابقات صحبتهايي را در خصوص فعاليتها و سوابق ورزشي آيدين را در بين حاضران كرد. با توجه به اينكه دومين سالروز مرگ آيدين با ايام تاسوعا و عاشوراي حسيني مصادف شده به دليل اينكه نخواسته باشيم مزاحم عزاداري دوستان و آشنايان باشيم هزينه اين مراسم را به نيازمندان اهدا كرديم. آيا خاطرهاي از روزهاي محرم در دوران كودكيات با آيدين داري؟ بله، زماني كه ما بچه بوديم وقتي همراه پدر و مادرمان براي ديدن هياتهاي سينهزني به كوچه و خيابان ميرفتيم آنقدر غرق تماشاي اين مراسم ميشديم كه مسير قبلي خودمان را گم ميكرديم و از پدر و مادرمان دور ميشديم. همين موضوع باعث ميشد كه هر دوي ما با تنبيه پدر و مادر مواجه شويم.
۲ سال از درگذشت آیدین نیكخواه بهرامی گذشته و صمد (برادر آیدین) هنوز نتوانسته با این اتفاق كنار بیاید. آیدین از تهران به شمال می رفت كه در یك حادثه رانندگی جان خود را از دست داد. او آن روزها ستاره تیم ملی بسكتبال بود و بخت زیادی برای رسیدن به تیمهای درجه اول اروپایی و حتی بازی در NBA داشت. روزهایی كه آیدین ستاره تیم ملی بود، بازی صمد هنوز گل نكرده بود اما حالا صمد توانسته تا حدودی جای خالی آیدین را در تیم ملی پر كند، گرچه او هنوز نتوانسته جای خالی برادرش را در ذهن خود پر كند. آیدین ۷ دی ماه سال ۱۳۸۶ فوت كرد و صمد در دومین سالگرد درگذشت برادر خود از این می گوید كه با رفتن آیدین، یك تكه بزرگ از وجود خود را گم كرده است. در ذیل صحبتهای كاپیتان تیم ملی بسكتبال را می خوانید: • خودت شروع كن، دوست داری در سالروز مرگ آیدین چه بگویی؟ - طی این مدت ۲ سال كه آیدین در كنار ما نبوده، هنوز نتوانسته ام باور كنم كه او به دیار ابدی سفر كرده، فكر می كنم به یك مسافرت طولانی رفته است. تحمل این شرایط بیشتر از هر چه برای پدر و مادرم سخت است چرا كه نبود او محیط خانه را برای آنها مشكل تر كرده است. زمانی كه در اردو و مسابقه هستم كمتر جای خالی آیدین را احساس می كنم اما این روزها كه یادآور خاطرات تلخ سانحه تصادف او در ۲ سال پیش است خیلی دلتنگش شده ام. احساس می كنم كه بیشتر از همیشه با آیدین حرف دارم. بشدت دلم برایش تنگ شده است. شاید این حرفم یك كار غیرممكنی باشد اما حاضرم همه زندگی ام را بدهم تا یك بار دیگر صدای او را بشنوم. • برای سالروز درگذشت آیدین برنامه ای دارید؟ - بله، مسئولان فدراسیون در دیدار روز پنجشنبه (هفته گذشته) تیمهای مهرام و هیات بسكتبال شهركرد تعدادی لباس ورزشی كه عكس آیدین روی آن بود را تهیه و بین تماشاگران حاضر در سالن مسابقات توزیع كردند. علاوه بر آن قبل از شروع این دیدار مجری مسابقات صحبتهایی را در خصوص فعالیتها و سوابق ورزشی آیدین را در بین حاضران بیان كرد. از سوی دیگر با توجه به اینكه دومین سالروز مرگ آیدین با ایام تاسوعا و عاشورای حسینی مصادف شده به دلیل اینكه نخواستیم، مزاحم عزاداری دوستان و آشنایان باشیم هزینه این مراسم را به نیازمندان اهداء كردیم. • در این مدتی كه آیدین فوت كرده هر چند وقت یك بار به مزارش می روی؟ - من چون مسابقه هایم اكثرا در شهرستان برگزار می شود، كمتر می روم اما پدر و مادرم هر هفته می روند. خودم هم هر هفته ای كه تهران باشم، می روم البته درست است كه الان آیدین در بهشت زهرا نیست و فقط او را آنجا دفن كرده ایم اما بالاخره بهشت زهرا جایی است كه او را آخرین بار همان جا دیده ام. به همین خاطر است كه وقتی به بهشت زهرا می روم، انگار پیش خود آیدین رفته ام. • وقتی به بهشت زهرا می روی خیلی آنجا می مانی یا اینكه زود برمی گردی؟ - برایم خیلی سخت است كه آنجا بالای مزارش بایستم، واقعا تحمل ندارم. زیاد نمی مانم و زود می روم. واقعا برایم خیلی مشكل است. هرچه می گذرد، سخت تر می شود. • هنوز هم در زندگی روزمره ات به یاد آیدین می افتی؟ - بله، شاید روزی ۱۰ بار یا حتی بیشتر به یاد آیدین می افتم. من و آیدین خیلی به هم نزدیك بودیم. شاید خیلی از خواهر و برادرها باشند كه رابطه شان اینقدر نزدیك نباشد اما ما چون اختلاف سنی زیادی با هم نداشتیم و فقط یكسال با هم اختلاف داشتیم، همه كارهایمان با هم بود. برای همین است كه همیشه وقتی هر كاری می كنم یك احساسی دارم. احساس می كنم یك چیزی در زندگی ام كم دارم و دنبال یك چیزی می گردم. • در مسابقه ها چطور؟ یاد آیدین می افتی؟ - چرا، همیشه به یادش می افتم. مخصوصا وقتی در تیم ملی هستم خیلی بیشتر یادش می كنم. در رده باشگاهی خیلی با هم در یك تیم بازی نمی كردیم اما در تیم ملی همیشه كنار هم بودیم. در رده ملی همیشه جایش خیلی خالی است چون هم اتاقی من بود و همه كارهایمان در تیم ملی را با هم انجام می دادیم. بعضی وقتها هم به كشورهایی می رویم كه با آیدین در آن كشور در اردوی تیم ملی كنار هم بوده ایم. چنین مواقعی معمولا یاد خاطره هایی كه با آیدین دارم می افتم و خیلی غمگین می شوم. • تا وقتی كه آیدین زنده بود در اردوی تیم ملی با او هم اتاقی بودی. حالا كه او نیست با كی هم اتاق هستی؟ - بیشتر با حامد حدادی هستم البته حامد دوست صمیمی و خیلی خوب من است اما هیچ فردی نمی تواند جای آیدین را پر كند. انگار یك قسمتی از من گم شده باشد اما همیشه همراهم باشد. چنین احساسی دارم. هنوز هم باورم نشده كه آیدین دیگر نیست و دیگر نخواهد بود. احساس می كنم آیدین به یك مسافرتی رفته و همیشه منتظرم كه برگردد. • یعنی نبودن آیدین را هنوز باور نكرده ای؟ - واقعا نه. جای خالی آیدین آنقدر در زندگی ام بزرگ است كه باورتان نمی شود. این یك اتفاقی بود كه امیدوارم برای هیچ فردی نیفتد. این یكی از سخت ترین شرایطی است كه می تواند برای یك نفر پیش بیاید. • چیزی از آیدین همراه خودت داری كه همیشه به یاد او بیفتی؟ - آن روزهای اول داشتم اما دیدم روحیه ام را خیلی خراب می كند و آن را كنار گذاشتم اما چیزی كه من همیشه با خودم دارم تا با آن به یاد آیدین بیفتم همین بسكتبال است. برای اینكه همه ما ۲تا را با بسكتبال می شناسند و هر جایی كه به تمرین می روم همه می دانند من برادر آیدین هستم. هر جایی هم كه به بسكتبال ارتباط داشته باشد و من به آنجا بروم، سریع چهره آیدین می آید جلوی چشمم. • با این حساب تا آخر عمرت نمی توانی حتی یك روز هم به یاد آیدین نیفتی؟ - واقعا نمی توانم. حتی یك مدت سعی كردم كمتر به او فكر كنم اما نتوانستم. یك روزهایی كمتر به یاد آیدین هستم و یك روزهایی بیشتر. آن روزهایی كه بیشتر به یادش می افتم چون حالم خیلی بد می شود سعی می كنم كمتر به آیدین فكر كنم اما نمی توانم. • فكر می كنی اگر آیدین الان زنده بود چه جایگاهی داشت؟ همچنان ستاره تیم ملی بود؟ یا اینكه می توانست در NBA هم بازی كند؟ - ستاره تیم ملی كه بود. همان موقع یكی از بهترین بسكتبالیستهای ایران بود چون او تازه اول راه پیشرفت قرار داشت، اگر به بازی در NBA هم نمی رسید، حداقل می توانست در تیمهای خوب اروپایی بازی كند. واقعا حیف شد. من همیشه به اتفاق هایی كه ممكن است برایم بیفتد فكر می كنم اما به تنها چیزی كه فكر نكرده بودم، نبودن آیدین در كنارم بود. هر وقت آینده خودم را تصور می كردم، در هر اتفاقی آیدین را كنار خودم می دیدم. به همین دلیل وقتی این اتفاق افتاد، نمی دانستم باید چه كار كنم. خیلی طول كشید تا توانستم خودم را دوباره پیدا كنم. • شما و آیدین بچه كه بودید زیاد با هم دعوا می كردید، زور كدامتان بیشتر بود؟ ۲ تا برادر هم سن كه علاقه های یكسان دارند، زیاد با هم به اختلاف می رسند. خیلی با هم دعوا می كردیم. شاید چند ماه پشت سر هم می شد كه هر روز با هم دعوا كنیم اما آخرش هم رابطه مان خوب بود و مشكلی با هم نداشتیم. آن موقع همدیگر را می زدیم، قهر می كردیم و حرف نمی زدیم اما ۵ دقیقه كه می گذشت اصلا یادمان نمی آمد سر چه چیزی دعوا كرده ایم. زورمان تقریبا یكی بود. اینكه چه كسی در آن دعوا زورش بچربد بستگی به این داشت كه كداممان عصبانی تر می شد. قد و هیكلمان با هم یكی بود و زور هیچ كداممان به هم نمی چربید. • آیدین در یك مصاحبه ای گفته بود صمد زود عصبانی می شود و اگر در تیم ملی بازیكنی اشتباه كند، خیلی ایراد می گیرد؟ - من در بسكتبال تحملم كم می شود. آیدین همیشه به من می گفت اگر هم یك بازیكن اشتباه كرد تو كاری نداشته باش. تو كار خودت را بكن اما وقتی می دیدم در زمین یك نفر اشتباه های تكراری دارد عصبانی می شدم چون زحمتهای یك گروه با اشتباه یك نفر بر باد می رفت. • اعضای خانواده تان چطوری با رفتن آیدین كنار آمده اند؟ - فكر می كنم پدر و مادرم هنوز با این قضیه كنار نیامده اند. آنها دارند این قضیه را تحمل می كنند البته در ظاهرشان ممكن است چیز زیادی نشان ندهند اما می دانم از نظر ذهنی خیلی آسیب دیده اند و هنوز هم روز و شب به آیدین فكر می كنند. • درگذشت آیدین برایت قابل توصیف هست؟ دقیقا می توانی بگویی این اتفاق چه تاثیری در زندگی ات گذاشت؟ - به نظرم این سخت ترین و بدترین اتفاق زندگی ام بود. اتفاقهای بد زیاد در ذهن من نمی مانند اما درگذشت آیدین تنها اتفاق بدی است كه در ذهنم باقیمانده و هر روز هم بدتر می شود. احساس می كنم یك قسمتی از خودم را ندارم. برای اینكه ما با هم بسكتبال را شروع كردیم و با هم بزرگ شدیم احساس می كنم یك تكه خیلی بزرگی از زندگی ام را ندارم. منبع:http://www.aftab.ir
امروز بالاخره جام جم یه رد و نشونی از آیدین گذاشت و به بازی و مراسم امروز اشاره کرد . گروه ورزش جام جم چنین نوشت : هفته چهارم لیگ برتر بسکتبال با مراسمی متفاوت برای مرحوم آیدین نیکخواه بهرامی برپا می شود - متفاوت تر از هفته های پیش است . صمد نیکخواه بهرامی - برادر آیدین در این ارتباط گفت : بازی مهرام با دانشگاه آزاد ساعت ۱۸است اما مراسم آیدین از ساعت ۱۷شروع می شود و قرار است محمود مشحون - رئیس فدراسیون بسکتبال برای حاضران در تالار بسکتبال مجموعه آزادی صحبت کند . به گفته کاپیتان تیم ملی تیم مهرام با پیراهن هایی که تصویر آیدین نیکخواه بهرامی روی آنها حک شده است بازی می کند . این بازیکن فقید و ملی بسکتبال ۲سال پیش روز هفتم در بر اثر سانحه تصادف در گذشت .
محیا از وبلاگ آیدین آغاز دوباره گفت که بازی امروز ۱۰دی ساعت ۳۰/۱۷ از تلویزیون پخش میشه و من واقعا امیدوارم که پخش بشه چون حسرت دیدنشو دارم .
مکان: سالن بسکتبال مجموعه ورزشی آزادی مورخ: ۱۰/۱۰/۱۳۸۸ ساعت: ۱۷:۳۰ مراسم یادبود آیدین عزیز روز پنجشنبه هفته آیتده همزمان با بازی مهرام و دانشگاه آزاد در سالن بسکتبال مجموعه ورزشی آزادی برگزار میشود. به شرکت کنندگان در این مراسم لباسی با عکس آیدین نیکخواه بهرامی به رسم یادبود اهدا میشود.
این تغییر ساعت رو توی وبلاگ آیدین آغاز دوباره محیا جان دیدم که به اطلاع شما هم رسوندم
شاید خیلی ها دیگه الان تونسته باشن خودشونو آروم کرده باشن ولی من تازه اول ناآرومیمه !
در حال حاضر ۲۶۹ یادبود برای آیدین نوشته شده که نیاز به ویرایش و آماده سازی دارد .به علت حجم بالای صفحه نظرات فراخوان عمومی از این به بعد در این قسمت یعنی نظرات این پست که بعدا به ستون کناری وبلاگ اضافه می شود یاد بود هایتان را قرار دهید .
من می دونم آقا صمد سعی داره چیکار کنه با برگزاری مراسم و ساخت استادیوم و ... . و این درست همون قصد و هدفیه که من دارم . هر چند اگه یه زمانی بتونم چندتا کتاب در مورد آیدین بنویسم در مقابل کارهایی که برادرش ُ مادرش و پدرش براش انجام دادن هیچی نخواهد بود اما این طوری و فقط این طوری آروم میشم نمی تونم دقیقا براتون توضیح بدم که چرا این کارو می کنم ولی می تونم بگم که تمام تلاشمو خواهم کرد . حتی اگه هیچ کس درک نکنه که چرا این کارو می کنم . شاید وقتی من مردم هیچ کس برای من همچین کارهایی رو نکنه ولی حداقل خیالم راحته که وقتی زنده بودم و زندگی کردم تمام کاری رو که از دستم بر میومد برای کسایی که توی زندگیم تاثیر گذاشتن رو انجام دادم .
من نمی دونم چی بگم ! انگار هیچ حرفی کافی نیست انگار با هیچ واژه ای نمی توان وصف کرد حال ما را ... این روزهای زمینی این رفتن های آسمانی خدایا انقدر آیدین رو دوست داشتی ؟ انقدر که زود از ما گرفتیش ؟ منابع عکسhttp://beemclub.blogfa.com
این شعر رو خودم شخصا ساعت ۴صبح ۷دی ۸۸ برای آیدین گفتم :
دلتنگ بودن هایت هستم دلتنگ شوت هایت دلتنگ خستگی هایست دلتنگ مصدومیت هایت دلتنگ ۳امتیازی هایت دلتنگ بودن هایت هستم دلتنگ روزی که بودی و ما نمی دیدیم دلتنگ روزهایی که خسته میشدی و ما بی خبر بودیم دلتنگ روزهای ناامیدی ات دلتنگ آن زمان که احتیاج داشتی به ذره ای امید به ذره ای همدلی به برادری به خواهری به مادری دلتنگ آن لحظه ای که چشمانت بسته شد و هیچ کس نبود که بیدارت کند و هیچ کس نیست که بیدارت کند و هیچ کس نخواهد بود پ.ن: مدت زیادی برای این وبلاگ کم کاری کردم به خاطر این نبود که یادش نیستم ...فقط بگذارید امسال از دست کنکور خیالم راحت بشه کل وبلاگ و پیام ها و فراخوان و دفترچه یادبود و کتاب آیدین و ... همه و همه رو بررسی و ویرایش آماده می کنم . فقط به من زمان بدید . می خوام این کارها رو با حوصله و به دقت انجام بدم . و خواهش می کنم منو ببخشید چون همه منو دست تنها گذاشتند !
|
About
بعد از اتفاق دلخراشی که برای آیدین عزیز ما افتاد بر آن شدیم تا برای شادی او و خانواده اش همچنین برای دل های غم زده ی خودمان وبلاگی زده و تمامی اطلاعات مربوط به آیدین نیکخواه بهرامی را جمع آوری کنیم همچنین پشتیبانی برای آیدین صمد نیکخواه بهرامی خواهیم بود و اخبار و احوال او را گزارش خواهیم کرد . Archivesبهمن 1388دی 1388 شهریور 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 Authorsدختر باد نماینده هواداران آیدین - صمدزهرا بازاری_**تنهاترین** Links
سایت رسمی آیدین نیکخواه بهرامی
بی تو بودن سخت است ...
قبل تا بعد از در گذشت آیدین |